مهدى محقق

شناسنامه و پيشگفتار 19

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

خود را دربارهء آثار پيشينيان نيز دنبال مىكرده است . نظرى اجمالى به خلاصهء مقدمهء اين كتاب كه به زبان فارسى بر دانشجويان ارجمند عرضه مىشود ، نشان مىدهد كه تا چه اندازه علم و دانش پزشكى در كشور ما پيشرفت داشت و پزشكان اين مرزوبوم با چه علاقه و اشتياقى ، از عنفوان جوانى به اين حرفهء شريف علما و عملا مىپرداختند و فقط ، به معالجه و درمان اكتفا نمىكردند ، بلكه درصدد برمىآمدند كه علم و دانش خود را در اين فن بالا ببرند و نيز ، آشكار مىسازد كه اين بزرگان براى احيا و گسترش سنت پيشينيان و تدوين و تأليف يك كتاب تا چه اندازه به جستجوى منابع و مآخذ مهم مىپرداختند ؛ چنان‌كه اگر احتمال مىدادند كه كتابى يا اثرى وجود دارد كه آنان بايد به آن مراجعه كنند ، آرامش خاطر براى تأليف نمىيافتند تا آنكه آن را به دست آورند ، هرچند كه براى رسيدن به آن بايد مسافرتهاى دراز مىكردند و با خطرها و زيانهاى فراوان مواجه مىشدند . از اين جهت ، مناسب ديده شد كه خلاصهء مقدمهء كتاب در پيشگفتار مجموعهء حاضر آورده شود . اميد است كه خداوند توفيق تصحيح كامل كتاب را به او عنايت فرمايد . مؤلف ، يعنى محمود بن مسعود كازرونى در آغاز كتاب مىگويد : « من از خاندانى بودم كه به صناعت پزشكى مشهور بودند و آنان با دم عيسايى و دست موسايى خود به علاج مردم و اصلاح مزاج آنان مىپرداختند . در آغاز جوانى ، به تحصيل اين فن و فراگيرى مجمل و مفصّل آن شايق شدم ؛ شب بيدارى را بر خود واجب و راحتى و خواب را بر خود حرام ساختم تا آنكه كتابهاى مختصر در پزشكى را فراگرفتم و درمانهاى متداول را مشاهده كردم و در همهء مطالبى كه به پزشكى وابسته است ممارست كردم و همهء اين كوششها تحت ارشاد و راهنمايى پدرم ، امام همام ضياء الدين مسعود بن مصلح كازرونى بود كه در اين فن به اجماع اقران ، بقراط زمان و جالينوس اوان خود بود . وقتى من در پزشكى به حدس صائب و نظر ثاقب در درمان بيماران مشهور شدم ، پس از وفات پدرم - خدايش رحمت كناد - در مقام پزشك و چشم‌پزشك ، در بيمارستان مظفرى شيراز به خدمت پذيرفته شدم ؛ درحالىكه بيش از چهارده سال از عمر من نمىگذشت و مدت بيست سال به همان سمت باقى ماندم و براى آنكه به غايت قصوى و درجهء عليا در اين فن برسم به خواندن كتاب كليات قانون ابن سينا نزد عم خود ، سلطان حكيمان و پيشواى فاضلان كمال الدين ابو الخير بن مصلح كازرونى ، پرداختم و سپس ، آن را نزد شمس الدين محمد بن